فرار به جلو

خلاصه خبر :
يادداشت يكي از مدرسين سطوح عالي حوزه علميه قم به سخنان آقاي عليرضا پناهيان در موضوع علائم ظهور

باسمه العظیم و له الحمد و به ثقتی


اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و إهدنی لما اختلف فیه من الحق بإذنک إنک تهدی من تشاء إلی صراط مستقیم
عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَر ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِJ‏: إِنَّ حَدِيثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ‏ مُسْتَصْعَبٌ‏ لَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَمَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَدِيثِ آلِ مُحَمَّدٍb فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍb وَ إِنَّمَا الْهَالِكُ أَنْ يُحَدِّثَ أَحَدُكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهُ لَا يَحْتَمِلُهُ فَيَقُولَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ الْإِنْكَارُ هُوَ الْكُفْرُ. الكافي؛ ج‏1؛ ص40.

اصرار جناب حجت الاسلام و المسلمین پناهیان بر این ادعا که "حرکت اربعین یکی از علائم ظهور است"، آن هم پس از آنکه توضیحات آیة الله فاضل لنکرانی بطلان این ادعا را آشکار کرد، موجب نگارش این سطور شد. اینکه حرکت عظیم و مقدس زیارت اربعین حسینی به عنوان نشانه‌‌ی ظهور حضرت مهدی انگاشته شود، از جهات مختلف مورد ملاحظه است از جمله:

1. توقیفی بودن علائم ظهور؛
با بررسی تراث اجتهادی به خوبی توقیفی بودن علائم ظهور منجی بشریت، حضرت ولیّ امر دریافت می‌شود. افزون بر آن‌که ورود شارع متعال در این رابطه و بیان علائمی که برخی حتی به نظر بدوی آن‌چنان تناسبی هم ندارد، نیز خود از بهترین گواهان صدق مدعای مزبور است.  بر این بنیان شایسته و بایسته است که معالم ظهور منجی تنها بر اساس نصوص بررسی شود و گرنه هر شخص، گروه و قومی، می‌تواند آن‌چه را که در نظر خود مهم یا دارای تناسب استحسانی با ظهور میداند، به عنوان درایت از علائم ظهور مطرح کند.

2. آبشخور حرکت مبارک اربعین و لزوم استفاده از این ظرفیت؛
با اعتراف به حُسن و برکات حرکت ارزشی میلیونی اربعین و لزوم تقویت آن، (که البته باز ریشه در نصوص و مدیریت مدبّرانه حضرات ائمه‌ی اطهارb به ویژه امامنا العسکری در تحریص بر زیارت حضرت سید الشهداء دارد)، لکن باید توجه داشت که صرف گرد آمدن جمعیتی عظیم با هر درجه‌ای از معرفت و شناخت، دلیل بر آمادگی جهان برای ظهور نیست همان‌گونه که در عصر امیر حکمت و بیان امیر المؤمنین و امام حسن مجتبی گسیل جمعیتی عظیم به صفین و مدائن، به نتیجه مطلوب نرسید.

رُوِيَ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ مَتَى يَكُونُ فَرَجُكُمْ؟ فَقَالَ: هَيْهَاتَ‏ هَيْهَاتَ لَا يَكُونُ فَرَجُنَا حَتَّى‏ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا يَقُولُهَا ثَلَاثاً حَتَّى يُذْهِبَ اللَّهُ تَعَالَى‏ الْكَدِرَ وَ يُبْقِيَ الصَّفْوَ. الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ ص339.
از همین روست که بزرگانی چون حضرت آیة الله فاضل لنکرانی در مسجد مقدس جمکران در همایش «نظام اربعین در حرکت به سوی جامعه آرمانی» اصرار بر لزوم بهره‌برداری از این ظرفیت به وجود آمده دارند. بخشی از فرازهای کلام معظم له:
(یک تجلی جدیدی در شیعه به وجود آورده و شیعه را با یک وجهه‌ی خیلی روشن و حسینی در دنیا معرفی می‌کند، لذا باید کاملاً به این مهم پرداخته شود و از این ظرفیت بسیار بزرگ و بسیار مؤثر و گسترده استفاده شود.... . بايد سراغ متن دین رفت و ديد از نظر متن دین، اکنون دین در چه برهه‌ای از تاریخ قرار دارد و وظیفه‌‌ی دینداران چیست؟.... آن‌چه که باید به آن برسیم به وسیله‌ی امامت است، آن‌چه که بشر باید برای رشد خودش به آن برسد، حقیقت امامت است، هر کسی هر گروهی، هر جامعه‌ای، هر امّتی با این حقیقت ارتباط برقرار کند، حیات طیبه پیدا می‌کند و هرچه اين ارتباط بيشتر شود راه سعادت برای او بیشتر هم‌وار می‌شود و هر چه هم از این فاصله بگیرد گرفتاری‌ها، ‌نابسامانی‌ها، مشکلات، جهالت‌ها، آلودگی‌ها بیشتر خواهد شد.... مي‌‌بايست اربعین را ظرف معرفی امامت به دنیا قرار دهیم و روی این برنامه‌ریزی، فکر و کار شود. الحمدلله تحوّل عظیمی اتفاق می‌افتد که هر سال گسترده‌تر از سال گذشته است. عده‌ای این راه طولانی را پیاده می‌روند تا روز اربعین به زیارت امام حسین برسند، .... اگر ما موضوع امامت را، تبيين کنيم و موفق شویم بشريت را یک قدم به امامت نزدیک کنیم، توفیق بسيار بزرگی است..... از خود شیعيان سؤال کنید که چقدر از شما به رجعت اعتقاد دارید؟ ما در زیارت اربعین این را می‌خوانیم، اما اینها همه لقلقه‌ی لسان است. زیارت اربعین را تبيين کنیم، «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة» به مردم بگوئیم که پیاده‌روی برای این است که جهل ما کنار برود. ائمه‌ی ما برای همین آمده بودند.)

3. دقت و رعایت جوانب در استفاده از مفاهیم ارزشی؛
بر فرض که این حرکتِ به حقّ مقدس و مبارک، از معالم و علائم ظهور منجی بشریت و هستی باشد، لکن قطعا نیازمند مرور زمان و رشد کمّی و کیفی این حرکت معظم است؛ چرا که ابلاغ پیام این جنبش ارزشی به جهانیان در اقصا نقاط دنیا با وجود تعدد و کثرت از طرفی و سانسور شدید استکبار جهانی نسبت به خیزش‌ها و جنبش‌ها و تحرکات مقدس، ارزشی و انقلابی از طرف دیگر، مقدمات و لوازمی را می‌طلبد.
بر این بنیان نباید پیش از به بار نشستن شجره مثمره، آن را به ضرس قاطع معنون به عناوینی ساخت که محتاج به اموری است که در تحقق آن عنوان دخیل است.
مرحوم امام خمینی با وجود بنیان‌گذاری چنین انقلاب جهانی امیدوار بودند که این نهاد مبارک به عنوان مقدمه‌ای برای قیام و انقلاب حضرت ولی عصرf شود. که البته با توجه به نصوص و تراث دینی ما دور از انتظار نیست.

4. ویژه‌دانی از بایسته‌های ورود به حوزه‌های تخصصی؛
اظهار نظر در امور علمی و تخصصی به ویژه علوم دینی و معارف برآمده از تراث قرآنی، روایی و اجتهادی، نیازمند ویژه‌‌دانی توأم با پرهیز از هرگونه استحسانات و خطابه‌گرایی است. پرواضح است که نه تنها در فهم معارف فقهی بلکه در فهم همه معارف اسلامی (از جمله مهدویت و علائم ظهور) دانش‌هایی چون اصول، رجال، درایه، منطق، علوم قرآنی و روایی و... به کار می آیند، و تسلط بر این دانشها نیازمند تحصیل ممحض، ممارست و تحقیق و زحمت علمی است. از این روست که فقیه بزرگ و تمدن ساز مرحوم امام خمینی نسبت به طلاب و روحانیون معتقدند: تا فقیه نشوید نمی‌توانید به اسلام خدمت کنید.

5. ویژگی مباحثات علمی، ارائه‌ی مطالب مبرهن و مستدل؛
یک مبحث علمی و تخصصی، باید برخاسته از مدارک معتبر و اسناد متقن باشد اما مع الأسف این سخنان جناب حجت الاسلام والمسلمین پناهیان از استدلال و برهان تهی بود. چندانکه ایشان مقصود خود را صرفا با استناد به کلام گهرباری از مرحوم امام خمینی بیان کرده و چنین وانمود ساخته که ادعای وی با فرمایش فقیه اصیل و منضبطی چون مرحوم امام بزرگوار یکی است(که البته در ادامه بدان پرداخته می‌شود). کلمة حق یراد بها الباطل!

6. نگاهی سطحی و برداشتی گذرا بر فرمایشی به حقّ متین؛
آن‌چه ایشان به عنوان مستند گفته‌ی خویش قرار داده است، فرازی از کلام درّگونه‌ی امام خمینیu است، با این بیان که معظم له «شهادت‌طلبی جوانان در دهه شصت را به عنوان یکی از علائم ظهور معرفی کرده‌اند و این در حالی است که اثری از این موضوع و مدعا در روایات و تراث حدیثی وجود ندارد، بلکه برخاسته از درایت امام بزرگوار بوده نه روایت».
پیش از بررسی صحت و سقم این استناد، به مقارنه و مقایسه‌ی نگاه صاحب این نگاشته و جناب حجت الاسلام و المسلمین پناهیان نسبت به بنیان‌گذار انقلاب و جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه صاحب این قلم رهبر کبیر انقلابu را به حق فقیهی اصولی، مفسری مسلط به علوم حدیثی، عارفی فیلسوف، متفکر منضبط، و..... و مهم‌تر از همه آمر و مصرّ به رعایت انضباط و رعایت مرزهای صحیح و شناخته شده‌ در تفکر و تدبّر و تفقه و استنباط می‌داند، و آبشخور فرمایشات این چینین شخصیتی را تراث جاودان، جهانی و جامع اسلامی می‌داند تا آن‌که سلیقه‌ها و برداشت‌های شخصی خود را صرفا به درایت این شخصیت عظیم‌الشأن مستند می‌کند.
اما نسبت به صحت و سقم استناد مزبور؛ صاحب این نگاشته، مخاطب محترم را به مراجعه و مطالعه کلام گهربار مرحوم امام بزرگوار دعوت می‌کنم:

تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرتها در دست خدای تبارک تعالی و ید قدرت اوست. اوست که تدبیر می‌کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول می‌کند، و بصیرتها را روشن می‌کند، و اوست که حالات انسان را متحول می‌کند، و ما آن را در ملت عزیز خودمان، در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلبها از آمال دنیوی و از چیزهایی که در طبیعت است بریده بشود و به حق تعالی پیوسته بشود، و بصیرتها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، در ملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیری حاصل شده است. و من امیدوارم که در این سال جدید به اعلا مرتبه خودش برسد. این قلبهایی که قبل از انقلاب توجه به دنیا داشت، توجه به آمال دنیوی داشت و از غیب کمتر توجه داشت به غیب، و از غیب کمتر جلوه‌ای در او حاصل می‌شد، ما امروز می‌بینیم که این جلوه‌ها حاصل شده است، و این شوق و شعفها به لقاء الله برای آنها حاصل شده است، و دست عنایت خدای تبارک و تعالی به سر این ملت کشیده شده است، و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکی از علائم ظهور بقیة الله ارواحنا فداه است. بی انگیزه نیست که در یک ملتی که در طول مدت شاهنشاهی ستمشاهی، و در این پنجاه سالی که پنجاه سال سیاه بود برای این ملت، متحول بشود به یک قلبی که روشنی او از آفتاب روشنتر و یک بصیرتی که نور او برای ملک و ملکوت روشنایی می‌دهد، و یک تحول معجزه آسایی که در تمام قشرهای ملت تحقق پیدا کرده است... . ۱/ فروردین/ ۱۳۶۱ / ۲۵ /جمادی الاول/ ۱۴۰۲- صحیفه امام، ج16، صص129-131
گرچه درک فرمایشات عمیق و دقیق مرحوم امام نیازمند تدبّر و تأمل است تا آن‌جا که مقام معظم رهبری فهم صحیح از آن را منوط به اعمال قواعدی از دانش اصول فقه دانستند، لکن نادرستی استناد و استفاده‌ی جناب حجت الاسلام و المسلمین پناهیان به فرمایش مرحوم امام به بیش از مراجعه و مطالعه متن آن محتاج نیست؛ و ای کاش ایشان نیز چنین می‌نمود.

امام بزرگوار «روشنی بصیرت، فهم صلاح و فساد ملت ایران، توجه به غیب و شوق و شعف به لقاء الله را نشانه‌ی کشیده شدن دست خداوند متعال بر سر ملت ایران و تقویت ایمان ایشان دانسته‌اند که این عنایت حق تعالی از علائم ظهور است» همان‌گونه که در روایات بدان اشاره شده است:
به عنوان مثال در روایت ابوخالد کابلی، حضرت زین الساجدین پس از آن‌که شیعیان آخر الزمان را از سایر شیعیانِ گذشته برتر شمرده‌اند، این برتری را چنین مبرهن می‌فرماید: لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ... . الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)؛ ج‏2؛ ص317.
یا حدیثی که حضرت صادقA از حضرت ختمی مرتبتJ نقل می‌فرماید که وجود نازنین پیامبرJ پس از آرزو و دعای برای دیدار برادران دینی خویش که پیش از ظهور امام عصرf زندگی می‌کنند، آن‌ها را چنین توصیف می‌فرماید: آمَنُوا بِي وَ لَمْ‏ يَرَوْنِي‏ لَقَدْ عَرَّفَنِيهِمُ اللَّهُ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُخْرِجَهُمْ مِنْ أَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ أَرْحَامِ أُمَّهَاتِهِمْ لَأَحَدُهُمْ أَشَدُّ بَقِيَّةً عَلَى دِينِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ أَوْ كَالْقَابِضِ عَلَى جَمْرِ الْغَضَا أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الدُّجَى يُنْجِيهِمُ اللَّهُ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَةٍ. بصائرالدرجات في فضائل آل محمدb؛ ج‏1؛ ص84.

یا در حدیثی دیگر شبیه به خبر بالا صفات شیعیان آخر الزمان را چنین بر شمرده‌اند: الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِكُمْ يُؤْمِنُونَ بِي وَ يُحِبُّوَنِّي وَ يَنْصُرُونِّي وَ يُصَدِّقُونِّي وَ مَا رَأَوْنِي فَيَا لَيْتَنِي قَدْ لَقِيتُ إِخْوَانِي. الأمالي (للمفيد)؛ ص63.

یا در روایتی امام باقر خصوصیت هنگامه‌ی ظهور منجی موعود را عنایت خداوند متعال به مردم دانسته که در نتیجه کمال و رشد عقول و خرد ایشان را در پی خواهد داشت. الكافي؛ ج‏1؛ ص25.
حضرت صادق خطاب به ابابصیر می‌فرماید: خوشا به حال شیعیان آخر الزمان که منتظر ظهور منجی هستند و هیچ گونه خوف و حزنی ندارند. كمال الدين و تمام النعمة؛ ج‏2؛ ص357.

یا در روایت دیگر که حضرت مردم قم (بر اساس تفسیر و روایت دیگر مردم سرزمین ایران) را پیش از ظهور حضرت بقیةاللهf، به عنوان معدن علم و فضل، برای شرق و غرب حجّت دانسته و معارف و علوم دینی به اقصا نقاط زمین به نحوی واصل می‌شود که ‌حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ و این به جهت تاییدات، عنایات و توفیقاتی است که از جانب خداوند متعال شامل ایشان شده است: وَ لَمْ يَدَعِ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ مُسْتَضْعَفاً بَلْ وَفَّقَهُمْ وَ أَيَّدَهُمْ. بحار الأنوار؛ ج‏57؛ صص212-213.

در پایان به روایت دیگری از امام کاظم اشاره می‌کنم که برخی از اندیشمندان و محقّقان تطبیق آن را بر زمان ما بسیار نزدیک دانسته‌اند: مردی از قم مردم را به سوی حق دعوت می‌کند. با گروهی که چونان پاره‏های آهن هستند به پاخيزند كه طوفان و بادهای تند موجب لغزش و تزلزل ایشان نشود. از نبرد و مقابله با جهل و ظلم خسته، دل‌گیر نشده و ترس به خود راه نمی‌دهند، توکل ایشان بر خداوند است و البته سرانجام کار از آن متقین است. همان؛ ص216.

حال با توجه به این گروه روایات که نمی از یمی بیان شد، چه اندازه فاصله است میان آن‌چه فقیهی ژرف اندیش بر اساس نصوص و تراث بیان فرموده و آن‌چه این منبری محترم آن را صرفا مصداق درایت# دانسته و نفی روایت# کرده است.

7. آخرین ملاحظه‌ی صاحب سخن این است که:              (ادب مرد به ز دولت اوست)
استفاده از کلمات و جملاتی چون «تحجّر»، «نمی‌خواهد فکر کند»، «آقا مگر همه چیز روایت می‌خواهد یک کمی هم درایت»، «آیا روایت داریم که باید فکر کنید یا نه»، «اگر متحجرین جرأت می‌کردند...» و «بابا یک کمی هم فکر تو رو خدا» نسبت به شخصیت‌های علمی هم‌چون عالمی محقّق و مدقّق، انقلابی و در صحنه، نظریه‌پرداز و نوآور، پرورش‌یافته و مروّج مکتب علمی و عملی امام بزرگوار، از بیت شریف فقاهت و مرجعیت انقلابی و مورد اعتماد فقها و مراجعی چون آیات عظام حائری، بروجردی، امام، و مقام معظم رهبری و...، جفای کامل، ناشی از عدم بصیرت کافی، فقدان درایت لازم و کمبود تفکر است.
در پایان خود و امثال خود را به تحصیل مستمر، تحقیق مبتنی بر استدلال و برهان، استظهار و استنباط منضبط به دور از احساسات و عواطف، بینش و بصیرت، شجاعت توإم با حکمت و درایت، رعایت ادب و اخلاق دعوت می‌کنم.

اللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِي عَلَى دِينِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَ لَيِّنْ قَلْبِي لِوَلِيِّ أَمْرِكَ وَ عَافِنِي مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَكَ وَ ثَبِّتْنِي عَلَى طَاعَةِ وَلِيِّ أَمْرِكَ الَّذِي سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِكَ فَبِإِذْنِكَ غَابَ عَنْ بَرِيَّتِكَ وَ أَمْرَكَ يَنْتَظِرُ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَيْرُ مُعَلَّمٍ بِالْوَقْتِ الَّذِي فِيهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِيِّكَ فِي الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ كَشْفِ سِتْرِهِ فَصَبِّرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى‏ لَا أُحِبَ‏ تَعْجِيلَ‏ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَ لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَ لَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِكَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِيِّ الْأَمْرِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوِّضُ أُمُورِي كُلَّهَا إِلَيْك.
اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ ظُهُورَهُ‏ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ‏ قَرِيباً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏.

والسلام علی من اتبع الهدی
مدرّس سطح عالی حوزه‌ی علمیه‌ی مقدس قم

۲۱۰ بازدید