pic
pic
سوالاتي پيرامون توهين به مقدسات
در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ & ساعت ۱۵:۲۸

1. مجازات جرم توهين به مقدسات چيست؟ دليل فقهي اين مجازات را بيان بفرماييد.

2. تعريف مقدسات چيست؟

3. مهمترين مصداق مقدسات در اسلام چه مواردي مي‌‌باشد؟

4. تعريف توهين چيست؟

5. مهمترين مصاديق توهين چه مواردي مي‌‌باشد؟

6. آيا اگر کسي نظريه نويني درباره شخصيت ائمه يا علما بدهد که با مشهور نظر علما مخالف باشد، مثلا عصمت را زير سؤال ببرد؛ مصداق توهين است؟

7. اگر کسي نظريه نويني را در قالبي جديد به غير از کتابت(مثلا بصورت فيلم) مطرح کند، مانند آنکه بگويد پيامبر الهي اشتباه مي‌‌کرده يا دچار فراموشکاري مي‌‌شده است؛ جرم محسوب مي‌‌شود و از مصاديق اهانت به مقدسات است؟

8. آيا توهين به علما مصداق توهين به مقدسات است؟ دليل فقهي آن را بيان بفرماييد.

9. آيا توهين به علماي دين، مجازات خاصي در شرع دارد؟

10. مجازات شرعي توهين به ائمه و دليل فقهي آن را بيان بفرماييد.

11. توهين به رهبر جامعه اسلامي چه حکمي دارد؟ دليل فقهي آن چيست؟

12. فرق انتقاد با توهين چيست؟

13. آيا انتقاد به خدا اشکال دارد؟ دليل فقهي آن چيست؟

14. بيان مسائل انتقادي از ائمه و علماي دين بدون آنکه توهين باشد چه حکمي دارد؟

15. قصد يا عدم قصد بر توهين، بر کيفيت مجازات آن و صدق اهانت اثرگذار است؟

16. آيا بخشش، باعث سقوط مجازات در حکم توهين به مقدسات مي‌‌شود؟

17. توبه اهانت کننده مورد پذيرش و باعث اسقاط خواهد بود؟

18. حکم توهين به مقدسات ساير اديان چيست؟

19. آيا مجازات توهين توسط کافر و مسلمان و شيعه و سني تفاوتي دارد؟

20. آيا در منابع فقهي به غير از قذف و سب به ساير انواع اهانت اشاره شده است؟


1. جرم اهانت به مقدسات مانند ناسزا گفتن به خدا و پیامبر و ائمه معصومین از روی عمد و اختیار اعدام است؛ هركس به مقدسات اسلام و يا هر یک از انبیاء عظام يا ائمه طاهرين(ع) يا حضرت صديقه طاهره(س) اهانت نمايد،اگر مشمول حكم سب‌النبي باشد اعدام می‌شود و در غیر اين موارد طبق نظر حاکم شرع مجازات تعیین می‌شود. دلیل این مسئله روایات است؛ می‌توانید در کتاب حدود در باب سب‌النبی روایات را مطالعه کنید و نیز می‌توانید به بحث‌های فقهی حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) در کتاب حدود در سایت ايشان مراجعه کنید.

2.منظور از مقدسات اسلامي در درجه اول ذات باري تعالي و پس از آن همه مکان‌ها، و اشخاصی هستند كه از لحاظ موازين دين اسلام، مقدس و قابل احترام محسوب می‌شوند، مثل وجود مقدس پیامبر اسلام و ائمه معصومین و وجود مقدس فاطمیه زهرا سلام الله علیها و سایر پیامبران، قرآن كريم، كعبه، مزار پیامبر و امامان(ع) و یا سایر شخصیت‌های اسلامي مثل حضرت ابوالفضل يا علي اكبر يا حمزه یا زینب يا خديجه کبری(سلام الله علیهم أجمعين).

3.. مهم‌ترین مصداق مقدسات در اسلام  وجود ذات باری تعالی پیامبر اسلام(ص)، معصومین(ع) و انبیاء الهی(ع) می‌باشند.

4. توهین به معنای بی احترامی کردن و ناسزا گفتن می‌باشد.

5. مهم‌ترین مصاديق توهين سب و دشنام می‌باشد.

6. دادن نظریه نوین و یا زیر سؤال بردن عصمت؛ اگر از روی اعتقاد و تحقیق باشد، هرچند اعتقاد انحرافی و خلاف واقع است ولی اگر قصد اهانت نداشته باشد و عبارات توهین آمیز هم به کار نبرد اهانت حساب نمی‌شود.

7. اگر کسی در قالب فیلم و امثال آن به پیامبر اسلام(ص) بگوید اشتباه می‌کرده اهانت حساب می‌شود.

8. توهين به مراجع تقلید اگر باشد، توهین به مقدسات حساب می‌شود چرا که فقهاء و مراجع، امناء رسل و ورثه انبیاء هستند؛ و اگر از باب مرجعیت به کسی اهانت نکند و به سایر افراد، و مؤمنین اهانت کند حرام و گناه است ولی اهانت به مقدسات حساب نمی‌شود.

9. توهين به علماي دين، مجازات دارد و حاکم شرع مجازات آن را تعیین می‌کند.

10. مجازات شرعي توهين به ائمه(علیهم السلام) اعدام است و روایات در کتاب حدود دلیل مسئله است.

11. توهين به رهبر جامعه اسلامي حرام است و مجازات آن را قانون و دادگاه تعیین می‌کند و داخل در کبرای اهانت به مؤمنین و رهبران جامعه  اسلامی است.

12. انتقاد به معنای بیان عیب انجام کارها برای اصلاح است هرچند در برداشت و بیان عیب اشتباه کرده باشد اما توهین به معنای بی احترامی و ناسزا گفتن  است.

13. انتقاد به خدا حرام است چون عیب در کار های خدا نیست و این نوع انتقاد ناشی از ضعف اعتقاد می‌باشد یا ناشی از افکار الحادی است.

14. انتقاد از ائمه در عصر غیبت جایز نیست، البته هرچند در زمان حضور بعضی افراد بدون غرض و مفسده در اثر عدم درک مصلحت‌ها بعضی موارد انتقاد می‌کردند که با جواب ائمه قانع می‌شدند. اما انتقاد سالم و سازنده از علما اشکال ندارد بلکه گاهی لازم است.

15. مجازات اهانت را دادگاه و قانون بر اساس نظر فقهی حاکم شرع و مجتهد جامع‌الشرایط تعیین می‌کند و ممکن است مجازات نسبت به موارد اهانت از نظر جهل و آگاهی و کیفیت اهانت فرق کند و اثر گذار باشد.

 16. موارد اهانت فرق می‌کند و در برخی موارد اگر توبه کند حاکم شرع می‌تواند ببخشد و در برخی موارد مثل ارتداد مرد مسلمان قابل بخشش و سقوط نیست.

17. موارد توبه اهانت فرق می‌کند و توضیح این موارد در کتاب‌های فقهی در کتاب حدود بیان شده است.

18 حکم توهین به مقدسات سایر ادیان اگر برگشت به اعتقادات مشترک باشد مثل اهانت به انبیاء سلف حکم اهانت به مقدسات را دارد و در غیر این موارد اگر ایجاد مفسده کند حرام است.

19. در مجازات اهانت به مقدسات در صورتی که از روی عمد و آگاهی باشد فرقی  بین کافر و مسلمان نیست.

20. به سایر موارد اهانت نیز در منابع فقهی و روایات اشاره شده و در برخی کتاب‌های فقهی بحث مفصل شده است.‌


۶,۵۹۲ بازدید

شب اول قبر
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ & ساعت ۱۷:۱۷

مي‌خواستم درباره «شب اول قبر» بيشتر بدانم.


مرحوم شيخ عباس قمي در کتاب شريف منازل الآخرة مي‌‌نويسد: يکي از منازل هولناک سفر آخرت قبر است که در هر روز مي‌‌گويد: «أنا بيت الغربة أنا بيت الوحشة أنا بيت الدود»؛ منم خانه غربت، منم خانه وحشت، منم خانه کرم. و اين منزل عقبات بسيار سخت وجاهاي دشوار و هولناکی دارد. سپس به چند عقبه اشاره مي‌‌کند و مي‌‌فرمايد: عقبه اول؛ وحشت قبر است، عقبه دوم؛ ضغطه و فشار قبر است، و عقبه سوم؛ سؤال نکير و منکر در قبر است.

بر اساس روایات، منزل قبر بسيار سخت و دشوار است. البته اگر کسي مؤمن باشد براي او سهل و آسان مي‌‌شود.

در هر صورت تاريکي قبر، وحشت، غربت، فشار قبر و سؤال و جواب‌‌هاي بسيار سخت اعتقادي و رفتاري در قبر وجود دارد.

اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) مي‌‌فرمايد: «يا عباد الله ما بعد الموت لمن لا يغفر له أشد من الموت القبر فاحذروا ضيقه و ضنكه و ظلمته و غربته إن القبر يقول كل يوم أنا بيت الغربة أنا بيت التراب أنا بيت الوحشة أنا بيت الدود و الهوام و القبر روضة من رياض الجنة أو حفرة من حفر النار... و إن المعيشة الضنك التي حذر الله منها عدوه عذاب القبر إنه يسلط على الكافر في قبره تسعة و تسعين تنينا فينهشن لحمه و يكسرن عظمه يترددن عليه كذلك إلى يوم يبعث لو أن تنينا منها نفخ في الأرض لم تنبت زرعا يا عباد الله إن أنفسكم الضعيفة و أجسادكم الناعمة الرقيقة التي يكفيها اليسير تضعف عن هذا...»؛ «اي بندگان خدا بعد از مرگ آمرزيده نشدن شديد تر از(خود) مرگ است از قبر و تنگي، تاريکي، و غربت آن برحذر باشيد، همانا قبر در هر روز مي‌گويد: من خانه غربتم، من خانه وحشتم، من خانه کرم هستم. قبر يا باغي از باغهاي بهشت و يا گودالي از گودالهاي آتش است... تا آنجا که فرمود: همانا زندگي و معيشتي سخت که خدا دشمن خودرا از آن ترسانده عذاب قبر است همانا در قبر 99 مار بزرگ بر کافر مسلط مي‌‌شوند، گوشت او را به نيش مي‌‌کشند واستخوانش رامي‌‌شکنند و تا روز رستاخير تکرار مي‌‌کنند. اگر يکي از آن مارها در زمين بدمد زراعتي نخواهد روئيد. اي بندگان خدا براي نفس‌هاي ضعيف و بدن‌‌هاي نرم و نازک شما، کمي از اينها کافي است».(بحار الانوار، ج6، ص 218، باب 8 - أحوال البرزخ والقبر وعذابه)

اما مهم آنست که اولا بدانيم چه چيزی سبب فشار و يا عذاب قبر مي‌‌شود و ثانيا چه اسبابي انسان را از اين فشار و عذاب نجات مي‌‌دهد وثالثا در قبر از چه چيز و با چه کيفيت سؤال مي‌‌شود؟

فشار قبر
در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده که هيچ مؤمني نيست مگر آنکه براي او فشار قبر است و در روايت ديگر است که فشار قبر به خاطر کفاره نعمت‌‌هايي است که مؤمن آنها را تضييع کرده است.(بحار،ج 6،ص221، ح 9)

شيخ صدوق از امام صادق(ع) نقل کرده که هر مؤمني که از برادر مؤمن خود حاجتي را بخواهد و او توانايي داشته باشد که آن را برآورده کند و حاجت او را بر نياورد، حقتعالي بر او در قبرش مار عظيمي را به نام شجاع مسلط مي‌‌کند که پيوسته انگشتان او را نيش مي‌‌زند.(بحار، ج 74، ص330)

عوامل فشار قبر

آنچه سبب مي‌‌شود فشار قبر بر انسان وارد شود، عبارتند از:

1- ضايع کردن نعمت‌‌هاي الهي
2- عدم اجتناب از ادرار؛ يعني رعايت نکردن طهارت و نجاست
3- سخن چيني
4- غيبت
5- دوري مرد از اهل خودش
6- بدخلقي و درشت گوئي با خانواده

اسباب نجات از فشار قبر:

1- قرائت سوره نساء در هر جمعه
2- مداومت در قرائت سوره زخرف
3- قرائت سوره قلم در نمازهای واجب و نافله نمازها
4- کسي که ما بين زوال روز پنجشنبه تا زوال روزجمعه بميرد
5- نماز شب
6- گذاشتن دو چوب تر و تازه با ميت(در زير بغل راست و چپ ميت)
7- پاشيدن آب روي قبر بعد از دفن ميت و تر نگهداشتن روي قبر. بر اساس روایات تا زماني که چوب‌‌ها تر باشند و روي قبر تر باشد، خداوند عذاب را بر مي‌‌دارد.
8- ده رکعت نماز در روز اول ماه رجب که در هر کعت يک مرتبه حمد و سه مرتبه توحيد بخواند.(منازل الاخرة)
9- روزه گرفتن 4 روز از ماه رجب
10 - روزه گرفتن 12 روز از ماه شعبان
11- خواندن سوره «تبارک الملک» بالاي قبر ميت
12- بعد از دفن ميت کنار او اين دعا را بخواند «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَنْ لَا تُعَذِّبَ هَذَا الْمَيِّتَ إِلَّا رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ الْعَذَابَ إِلَى يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ»(ثقة الاسلام حاجي نوري، مستدرک الوسائل ج 2 ص 372 باب 49 باب استحباب الدعاء بالمأثور عند...)، در بعضى روایات نقل شده كه اين دعا سه مرتبه گفته شود.
13- خواندن دو رکعت نماز در شب جمعه؛ از رسول خدا(ص) نقل شده که هر که در شب جمعه دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت يک حمد و پانزده مرتبه سوره «اذا زلزلت الارض» را بخواند، خداوند او را از عذاب قبر و وحشت روز قيامت ايمن گرداند.

سؤال و جواب در قبر

از مسلمات اعتقادي مذهب شيعه اعتقاد به سؤال و جواب در قبر است. از امام صادق(ع) روايت شده که از شيعه ما نيست کسي که 3 چيز را انکار کند: 1- مسئله معراج 2- سؤال در قبر 3- شفاعت.

از روایات بسياري استفاده مي‌‌شود که هنگامي که انساني را در قبر گذاشتند، دو فرشته به نام‌‌هاي نا کر و نکير و يا منکر و نکير، از فرشته‌‌هاي الهي به سراغ او مي‌‌آيند و از اصول و عقايد او، توحيد نبوت و ولايت و حتي طبق بعضي از روایات از چگونگي مصرف کردن در طرق مختلف و طريق کسب اموال و مصرف آنها از او سؤال مي‌‌کنند، چنانچه از مؤمنان راستين باشد به خوبي از عهده جواب برمي‌آيد ومشمول رحمت وعنآيات حق مي‌‌شود واگر از مؤمنان راستين نباشد در پاسخ اين سؤالات در مي‌‌ماند و گرفتار عذاب دردناک برزخي مي‌‌شود.

براساس روایات دوملک نکير و منکر با هيبت هولناک وارد قبر مي‌‌شوند وصداي شان مثل رعد غرنده است وچشهايشان مثل برق خيره کننده است.

جواب دادن در آن لحظه با آن وضعيت بسيار سخت و دشوار است برهمين اسا س مستحب است که ميت را دوبار تلقين نمايد.

در حديثي از امام علي بن الحسين(ع) مي‌‌خوانيم: «در هرجمعه در مسجد پيامبر اکرم(ص) مردم را با اين سخنان موعظه مي‌‌کرد و اندرز مي‌‌داد به گونه‌‌اي که مردم محتواي آن را حفظ کردند و نوشتند، مي‌‌فرمود: «یا أيّها النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ...» مردم! تقواي الهي را پيشه کنيد وبدانيد به سوي او باز مي‌‌گرديد...،

سپس در بخش ديگري از کلمات شريف و تکان دهنده‌‌اش به ورود دو فرشته منکر و نکير، براي سؤال قبر اشاره کرده مي‌‌فرمايد: «أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَا يَسْأَلَانِكَ عَنْ رَبِّكَ الَّذِي كُنْتَ تَعْبُدُهُ وَ عَنْ نَبِيِّكَ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكَ و عَنْ دِينِكَ الَّذِي كُنْتَ تَدِينُ بِهِ وَ عَنْ كِتَابِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتْلُوهُ وَ عَنْ إِمَامِكَ الَّذِي كُنْتَ تَتَوَلَّاهُ ثُمَّ عَنْ عُمُرِكَ فِيمَا كُنْتَ أَفْنَيْتَهُ وَ مَالِكَ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبْتَهُ وَ فِيمَا أَنْتَ أَنْفَقْتَهُ فَخُذْ حِذْرَكَ وَ انْظُرْ لِنَفْسِكَ وَ أَعِدَّ الْجَوَابَ قَبْلَ الِامْتِحَانِ وَ الْمُسَائَلَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فَإِنْ تَكُ مُؤْمِناً عَارِفاً بِدِينِكَ مُتَّبِعاً لِلصَّادِقِينَ مُوَالِياً لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ لَقَّاكَ اللَّهُ حُجَّتَكَ وَ أَنْطَقَ لِسَانَكَ بِالصَّوَابِ وَ أَحْسَنْتَ الْجَوَابَ وَ بُشِّرْتَ بِالرِّضْوَانِ وَ الْجَنَّةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اسْتَقْبَلَتْكَ الْمَلَائِكَةُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ كَذَلِكَ تَلَجْلَجَ لِسَانُكَ وَ دُحِضَتْ حُجَّتُكَ وَ عَيِيتَ عَنِ الْجَوَابِ وَ بُشِّرْتَ بِالنَّارِ وَ اسْتَقْبَلَتْكَ مَلَائِكَةُ»(کليني، الكافي ج 8 ص 72 و محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 6 ص 223 حديث 24)/

«بدان نخستين چيزي که آن دو فرشته از تو سؤال مي‌‌کنند: پروردگارت را که مي‌‌پرستيدي، و از پيامبر که به سوي تو فرستاده شده و از ديني که به آن پايبند بودي، و از کتاب که آن را مي‌‌خواندي، واز امامي که ولايتش را پذ‌يرفته بودي، سپس از عمرت سؤال مي‌‌کنند که درکدام راه صرف کردي، واز اموالت که از کجا آوردي و درکجا مصرف کردي؟

جانب احتياط را نگه دار و درباره خود بينديش و قبل از آزمايش و سؤال و امتحان، پاسخ را آماده کن، که اگر با ايمان ومتقي و آگاه به دين و پيرو صادقين و موالي أولیاء الله باشي، خداوند پاسخ لازم را به تو تلقين مي‌کند و زبانت را به حق مي‌‌گشايد، و جواب خواهي داد، و دراين هنگام از سوي خدا بشارت جنّت و رضوان و خيرات فراوان به تو داده مي‌‌شود، و فرشتگان الهي با روح و ريحان از تو استقبال مي‌‌کنند، واگر چنين نباشد زبانت به لکنت مي‌‌افتد و دليلت باطل مي‌‌شود واز دادن پاسخ فرو مي‌‌ماني و نابينا مي‌‌شوي، و بشارت به آتش داده مي‌‌شوي، وفرشتگان عذاب به استقبال تومي آيند...».


۶,۴۰۹ بازدید

برهان علیّت و دور و تسلسل
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ & ساعت ۱۷:۲۲

لطفا درباره «برهان عليت» و «تسلسل» و «امتناع دور» بطور خيلي ساده برايم توضيح دهيد.


«دور» عبارت از این است که دو چيز بر همديگر توقف داشته باشد و اين؛ دو قسم است «دور مصرّح» و «دور مضمر».

«دور مصرح»؛ آن است که هيچ واسطه‌‌ای بين دو چيز نباشد. مثلا شناختن الف متوقف بر شناختن ب باشد و شناختن ب متوقف برشناختن الف باشد، يا مثلا شناختن احمد متوقف براين باشد که بايد محمود را بشناسيم و از آن طرف شناختن محمود متوقف باشد براينکه احمد را بشناسيم.

اما «دور مضمر»؛ آن است که بين دو چيزي که بر هم متوقف هستند، واسطه يا واسطه‌‌هايی باشد. مثلا الف متوقف بر باء و باء متوقف بر جيم و جيم متوقف بر الف باشد. يا مثلا شناختن احمد متوقف براين باشد که زيد را بشناسيم و شناخت زيد متوقف برشناخت محمود باشد و شناخت محمود متوقف باشد بر اينکه احمد را بشناسيم.

علت بطلان دور آنست که چيزي برخودش پيشي گرفته باشد و به اصطلاح؛ «تقدم شيء بر خودش لازم مي‌‌آيد» و «تقدم هر چيزی بر خودش، محال و غير ممکن است» و از اين جهت که محال است، دور هم محال مي‌‌شود و بين شيء و نفس شيء فاصله ايجاد مي‌‌شود. مثل آنکه بين زيد و وجود او فاصله ايجاد مي‌‌شود و اين محال است.

به بيان ساده و روشن؛ وجه بطلان دور این است که وجود و تحقق هر كدام، مشروط به ديگرى است. و چون شرط هيچ كدام تحقق قبلى ندارد، پس نتيجه‌ی چنين اشتراطى اين مى‌‌شود كه هيچكدام محقق نگردند.

براى توضيح بيشتر فرض كنيد دو نفر مى‌‌خواهند بارى را بردارند و هر كدام گرفتن گوشه بار و برداشتن آن را مشروط به اين مى‌‌كند كه آن ديگرى پيش از او گوشه ديگر آن را بردارد. در اين صورت هيچگاه اين بار برداشته نخواهد شد. زيرا شرطى را كه هر يك از این دو نفر براى حمل بار تعيين مى‌‌كنند، موجود نيست. حقيقت دور، جز اين نيست كه وجود هر يك از اين دو حادثه، مشروط به وجود قبلى ديگرى باشد و چون هيچكدام وجود قبلى ندارد، قهرا چنين فرضى محقق نمى‌‌گردد.

اما «تسلسل»؛ به معناي پشت سرهم بودن و پي در پي بودن است و در اصطلاح، ترتيب امور غير متناهي است به نحوي که مرتبه قبلي، بر مرتبه بعدي مترتب باشد و آن ديگر موقوف بر ديگري و هم چنين تا بي نهايت باشد. فرض کنيم علت پيدايش زيد، عمرو است و علت پيداش عمرو، بکر است و همين طور ادامه مي‌‌يابد و نقطه پايان اگر برايش تصور نشود، مي‌‌شود تسلسل.

در تسلسل، سلسله علت و معلول تا بى نهايت پيش برود و به نقطه‌‌اى منتهى نمي‌‌گردد كه آن نقطه، فقط علت باشد نه معلول و چنين فرضى با بيانى كه درباره دورمطرح كرديم نيز ممتنع مى‌‌باشد، زيرا در فرض تسلسل، حادثه اخير، معلول حادثه پيش از آن و آن نيز معلول حادثه قبل از آن و همچنين تا بی‌‌نهایت مى‌‌باشد و نخستين حادثه‌‌اى كه با آن روبرو هستيم مشروط بر اين است كه حادثه دومى پيش از آن موجود باشد و حادثه دوم نيز مشروط بر اين است كه حادثه سومى پيش از آن تحقق داشته باشد. به اين ترتيب هر چه پيش برويم هرگز به حادثه‌‌اى نخواهيم رسيد كه تحقق وجود آن مشروط به شرط قبلى نباشد، بلكه اين وضع تا بى نهايت پيش خواهد رفت.

در اين صورت نه تنها حادثه‌‌اى كه با آن روبرو هستيم محقق نمى‌‌گردد، بلكه هيچ يك از أجزاء اين سلسله، جامه هستى به خود نخواهد پوشيد. و چون هيچ حادثه‌‌اى از شرط خالى نيست و در ميان اين سلسله به وجودى نمى‌‌رسيم كه تحقق آن مشروط به شرطى نباشد، قهرا اين سلسله هيچگاه رنگ وجود به خود نمى‌‌گيرد.

حال اگر در ميان آنها موجودى پيدا شود كه بگويد وجود من مشروط به شرطى و تحقق موجودى قبل از من نيست، در اين صورت آن موجود، وجود مطلق و بى نياز از علت و به اصطلاح؛ واجب الوجود خواهد بود. و در نتيجه سلسله قطع خواهد شد و تسلسل از بين خواهد رفت.

در سلسله علت و معلول عالم؛ نقطه‌‌ی پايان همه علتها که به تمام معلولها جامه وجود مي‌‌پوشاند؛ «خداوند» است که همان واجب الوجود وهستى مطلق است. و اگر به چنين نقطه اى نمى‌‌رسيد و اين سلسله سراپا سلسله مشروطى بود، هيچگاه در هيچ يك از حلقه‌‌ها اثرى از وجود و خبرى از هستى نبود.

دليل ديگر بر بطلان تسلسل این است که هر عددي که فرض شود قابل کم کردن و زياد کردن است و هر چيزي که قابل کم کردن وزياد کردن باشد، متناهي است. پس نا متناهي غير از ذات باري تعالي وجود ندارد.

البته بحث دور و تسلسل؛ بحث مفصل و عميق است که بطور اختصار و به مقدار ممکن به زبان ساده بيان نموديم.

۵,۸۹۳ بازدید

استفاده از انگشتر عقيق و حديد چيني
در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۹۳ & ساعت ۱۰:۴۰

بنده 5 انگشتر دارم (2 انگشتر عقيق، يک ياقوت، يک فيروزه و يک حديد چيني). روايتي را ديدم که مولاي متقيان حضرت اميرالمومنين(ع)، چهار انگشتر(عقيق، ياقوت، فيروزه و حديد) در چهار انگشت دست راست داشتند و بنده حقير نيز با تاسي به ايشان، چهار انگشتر را در چهار انگشت دست راست(به غير از انگشت شست) قرار داده‌‌ام.
سوال بنده اين است که :
1- آيا جايز است که انگشتر پنجم را در يکي از انگشتان دست چپ بگذارم؟
2- آيا اين مطلب صحيح است که انگشتر حديد را در هنگام نماز به دست کردن، مکروه است؟ اگر صحيح است، دليل کراهت آن چيست؟


1.گذاشتن انگشتر پنجم در یکی از انگشت‌های دست چپ اشکال ندارد.

2. در بعضی از روایات نقل شده که دست کردن انگشتر حدید و برنج (برنز) کراهت دارد و در بعضی روایات وارد شده که با انگشتر حدید و آهن نماز بخوانید ولی با انگشتر برنج(برنز) نماز نخوانید.
دلیل کراهت انگشتر آهن و برنج، روایات است و حکمت آن برای ما روشن نیست.
هم چنین گذاشتن انگشتر در انگشت وسط دست راست یا چپ نیز کراهت دارد.
برای دانستن خاصیت و فضیلت و یا کراهت انواع انگشتر به کتاب حلیة المتقین مرحوم علامه مجلسی مراجعه کنید.

۵,۷۷۱ بازدید

شیوه احتلام در زنها، تفاوت تحریک جنسی زن با مرد
در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۰ & ساعت ۱۴:۱۲

1- اينکه گفته ميشود خانمها هم محتلم مي‌شوند آيا درست است يا نه؟

2- آيا شکل مني که در بانوان وجود دارد، مثل مني آقايان است؟ يعني سفيد بدبو و چسبنده و...

3- در ضمن مايعي که در فرج خانمها در هنگام تحريک شدن و قبل از مقاربه توليد مي‌شود، همان مني است يا مذي؟


1- خانم ها محتلم مي‌شوند ولي به ندرت احتلام براي خانم پيش مي‌آيد.

2 - خیر شبیه آقایان نیست و مني خانم ها فرق مي‌کند. توضيح: هر مایعی که از زن خارج شود منی نیست، بلکه خانم ها( در غیر از نزدیکی با شوهر)، فقط در صورتي که به حدي تحريک شوند که به حالت رعشه جنسي و يا ارگاسم برسند(يعني در اوج شهوت) و در اين حالت مايعي از آنها خارج شود که با سایر ترشحات فرق دارد، و نسبتا زياد هم است، در این صورت جنب مي‌شوند و بايد غسل کنند، در غير اين حالت، آنچه خارج مي‌شود پاک است و نيازي به غسل ندارد.

یعنی اگر در اوج شهوت نباشد و مایع خارج شود پاک است و یا در اوج شهوت برسد و مایع خارج نشود، باز هم جنب نمی‌شود و اگر شک کند که در اوج شهوت رسیده یا نه و مایع خارج شود با فرض شک باز هم حکم جنابت را ندارد و غسل لازم نیست.

 3 - خیر منی نیست و مذی است.

۵,۴۹۲ بازدید